نااميدي بسي اميد است تلويزيون ما سياه و سفيد است - توانا بودهر که با ما بود در ايران امروز ملا بود – چو عضوي به درد آوردروزگار زخنده دگر عضوها بي قرار – خدا گر ببندد زه حکمت دري زه رحمت زند قفل محکمتري

از آتش پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من سوزانتر است از گل پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من زيباتر است از شمع پرسيدم محبت چيست؟ گفت از من عاشق تر است. از خودش پرسيدم تو کيستي؟ گفت نگاهي بيش نيستم

من شيرين بشم تو فرهاد/ من ليلي بشم تو مجنون/ من نرگس بشم تو سام/ من حوا بشم عمرا تو آدم نميشي