تركه در بانك داشته قسط ماهيانشو پرداخت ميكرده,همينطور هم اشك ميريخته..رييس بانك دلش ميسوزه و ازش ميپرسه من شما رو ششماهه ميبينم كه هر بار قسط پرداخت ميكني گريه ميكني مشكلت چيه؟ميگه شانس نداريم كه همه كيف پول پيدا ميكنن توش پوله ولي ما يه كيف پيدا كرديم توش پر از اين برگه هاي اقساطي بود

ادم به 6 دليل شانس اورد چون حوا نمتونست ايناو بهش بگه: 1-من ادمت كردم 2_برو از شوهراي مردم يادبگير 3_ديشب كجا بودي؟ 4_چرا پولاتو ميدي مادرت؟ 5-چرا به اون زنه نگاه كردي؟ 6-مي دوني من چند تا خاستگار داشتم؟

 دکتر پژوهان با ارسال نامه ای به یانگوم،از او برای عمل پیر بابا کمک خواست

 بچه ترکه از پدرش مي‌پرسه: بابا، ماه نزديك‌تره يا اصفهان؟ ترکه ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه پدرسگ، معلومه ديگه، مگه تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني